جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
305
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
وى با كمال اعتذار گفت : پيامبر خدا ! آن يك هديه بود ! در جواب پيامبر ، عظمت ادراك وى از چگونگى آغاز و شيوع رشوهخوارى بين حاكم و محكوم ، ملت و زمامدار ، هويداست . پيامبر در پاسخ او به شكل سؤال چنين فرمود : آيا ديدهايد كه يكى از شما در منزل خود بنشيند و كارى را انجام ندهد و مردم بىدليل براى او هديه بفرستند ؟ . . . و سپس دستور داد كه « هديه » ! را به بيتالمال عمومى واگذار كند و بلافاصله هم او را از كار بر كنار ساخت ! پيامبر بدينترتيب به مردم ياد داد كه در راه بهدستآوردن حق خود ، راه رشوه را نپيمايند . و بر حاكم و زمامدار نيز تعليم داد كه با مردم اينچنين رفتار نكند ، همچنانكه تعليم داد حاكم را در معاش مردم هيچگونه حقى نيست و او براى اين در ميان مردم حكومت مىكند كه پدر دلسوزى براى آنها باشد ، نه دزدى در ميان آنان ! و همچنين اعتراض بجا و عادلانه خود را به طبقه حاكمه - در روزگارى كه بر مسند نشسته و در سر كار هستند - حتى در قبول هديه ، ابلاغ نمود و البته از همينجا چگونگى جبههگيرى پيامبر در برابر غارت و چپاول اموال و دارايى مردم و احتكار ثروتها و تضييع حقوق توده و ظلم و ستم بر عموم ، روشن مىشود ! در اسلام ، هيأت حاكمه نماينده و مبعوث ملت و در قبضه قدرت اوست . و انتخاب زمامدار ، بايد با نظر مردم باشد و آنگاه نيرويش از نيرو و اراده توده بايد سرچشمه بگيرد و شبزندهدارىهايش بهخاطر رفاه و آسايش مردم و حفظ و نگهبانى منافع جامعه . . . باشد . اسلام بر حاكم و فرماندار لازم و ضرورى مىداند كه در هر كار بغرنجى كه راهحل صحيحى براى آن نمىداند ، با توده مردم و با ملت